تاريخ : پنجشنبه 14 دی 1396 | 19:00 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |

مبانی دینی نقد

روایت بسیار معروفی در «کتاب العقل و الجهل» کتاب کافی، بحار و تحف العقول داریم که «هشام بن حکم» متکلم معروف آن را از حضرت امام موسی بن جعفر (ع) خطاب به خود هشام نقل کرده، که روایت بسیار مفصلی است.

در آنجا حضرت به یک آیه از قرآن، که در سوره «زمر»، آیه 20، آمده استناد می کند و می فرماید: فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنة اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوا الالباب.

آیه عجیبی است: بشارت بده بندگان مرا، آنان که سخن را استماع می کنند. بعد چکار می کنند؟ آیا هر چه را شنیدند همان را باور می کنند و همان را به کار می بندند، یا همه را یک جا رد می کنند؟ «فیتبعون احسنه»، نقادی می کنند، سبک سنگین می کنند، ارزیابی می کنند و آن را که بهتر است انتخاب می کنند، و آن انتخاب بهتر را پیروی می نمایند. آن وقت می فرماید: چنین کسانی هستند که خدا آن ها را هدایت کرده (و هدایت الهی یعنی، استفاده از نیروی عقل) و اولئک هم اولوا الالباب، اینها به راستی صاحبان عقل هستند. این، دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرماید: «یا هشام ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال» خدا اهل عقل و فهم را بشارت داده و فرموده: «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه...».

از این آیه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمییز و جدا کردن است، جدا کردن سخن راست از سخن دروغ، سخن ضعیف از سخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی، و خلاصه غربال کردن. عقل آن وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال دربیاید، یعنی هر چه را که وارد می شود سبک سنگین کند، غربال کند، آن هایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را نگاه دارد.

حدیث دیگری نیز هست که ظاهرا از پیغمبر اکرم بوده و ناظر به همین مطلب است. حضرت می فرماید: «کفی بالمرء جهلاً أن یحدث بکل ماسمع؛ برای جهالت انسان همین بس که هر چه می شنود «نقل کند».

بعضی ها خاصیت ضبط صوت و گرامافون را دارند. کأنه هر چه دیگران می گویند پر می شوند و بعد هم در جای دیگر تحویل می دهند، بدون آنکه تشخیص بدهند، که آنچه می شنوند صحیح است یا غلط. انسان خیلی چیزها می شنود، که باید کمی از آن را قابل قبول و قابل نقل بداند؛ زیرا بعضی از عالم ها - عالم های خیلی عالم - کمتر از آنچه که عالمند عاقلند. (عقلی که در اینجا می گوییم، معیارش یکی همین است). عالمند به معنای اینکه اطلاعات بسیار وسیعی دارند. کمتر عاقلند برای این که هر چه را از هر جا دیدند جمع می کنند و برایشان فرق نمی کند، زیرا همه را پس می دهند بدون این که فکر بکنند که این امر با واقع جور درمی آید یا جور در نمی آید. و عجیب این است که با اینکه ما در روایات خودمان داریم که راوی باید نقاد باشد و هر چه را که می شنود روایت نکند، با وجود این می بینیم که در میان همین راویان، محدثان و یا مورخان خودمان فراوان دیده می شوند افرادی که این اصل را رعایت نمی کنند.

... «جهل» غالبا در احادیث جعل در مقابل علم نیست، بلکه در مقابل عقل است؛ یعنی بی فکری، نه بی علمی. برای بی فکری و حساب نکردن انسان کافی است که هر چه را می شنود باور و نقل کند.

معنای نقد:

مسأله دیگری که نزدیک به این مطلب است و از همین آیه و از بعضی احادیث استنباط می شود، مسأله تجزیه کردن یک سخن است، یعنی عناصر درست را از عناصر نادرست جدا کردن. فرق است میان اینکه انسان از دو سخن، درستش را بگیرد و نادرستش را رها کند، و بین تجزیه کردن یک سخن، که انسان عناصر درستش را بگیرد و عناصر نادرستش را الغاء کند، و این قدر تشخیص داشته باشد، که بگوید: از این سخن این قسمتش درست است و این قسمتش نادرست. و این، همان مطلبی است که در روایات از آن تعبیر به نقد و انتقاد شده است.

وقتی می گویند: انتقد الدرهم، یا انتقد الکلام (که در هر دو مورد به کار می رود) یعنی «اظهر عیوبه و محاسنه؛ عیوب و محاسن آن دِرْهم و یا کلام را آشکار کرد». چنان که سکه ای را که به محک می زنند، طلای خالص و به اصطلاح عیارش را به دست می آورند. کلامی را نقد کردن نیز، یعنی خوبی های آن را از بدی های آن جدا کردن.

در این زمینه احادیث زیاد و عجیبی داریم. یکی این است که در روایات ما از حضرت مسیح روایت شده که می فرمود: «خذ الحق من أهل الباطل ولا تأخذ الباطل من اهل الحق»، که در اینجا ظاهرا توجه به این است که شما به گوینده سخن توجه نداشته باشید، بلکه سخن شناس باشید، تکیه تان روی گوینده سخن نباشد، ای بسا حق را از اهل باطل بشنوید، بگیرید، و ای بسا باطل را از اهل حق بشنوید، نگیرید. شاهدم این جمله آخر است که فرمود: «کونوا نقاد الکلام، صراف سخن باشید».

در ادامه امام جمله هایی در همین زمینه و در خطاب به هشام می فرماید:

«یا هشام ان الله تبارک و تعالی اکمل للناس الحجج بالعقول، و نصرالنبیّین بالبیان، و دلّهم علی ربوبیّته بالأدلاء، فقال: «الهکم اله واحد، لااله الا هوالرحمن الرحیم، إن فی خلق السموات و الأرض و اختلاف اللیل والنهار... لایات لقوم یعقلون؛ خداوند حجت های خودش را به وسیله عقول، بر مردم اکمال (اتمام) کرده و پیغمبران را به وسیله بیان یاری نموده، و به سبب برهان ها به ربوبیت خویش دلالتشان کرده است». بعد حضرت استدلال می کند به آیه: اءنّ فی خلق السموات والارض... لآیات لقوم یعقلون2».

حقیقت یابی هدف از نقد

دانشجویان محترم باید خود را برای فرا گرفتن تعلیمات یک مکتب فلسفی که به تدریج، مشخصات و ممیزات آن را درک خواهند کرد، آماده کنند، و چون سر و کار ما با علم و فلسفه است در عقاید خود در درجه اول تجزیه و تحلیل های علمی را سند قرار می دهیم و به نظریات دانشجویان محترم نیز احترام می گذاریم، یعنی هر یک از آقایان هرگونه نظر یا سوءالی داشته باشد و در خارج از کلاس بخواهد صحبت کند و یا آن که کتبا نظر خود را ارائه دهد، ما با کمال امتنان و اشتیاق، نظر خود را درباره آن عرض می کنیم. خوشبختانه ما پیرو دینی هستیم که تعقّل، تفکر و پیروی از عقل و حکمت یکی از اصول تعلیمات آن به شمار می رود. قرآن کریم با کمال صراحت می گوید: مردم را به راه خدا از طریق حکمت و برهان عقلی و علمی دعوت کن ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن (نحل، آیه 125) در هیچ دین و مذهب دیگر پیدا نخواهیم کرد که این طور با تأکید و تصریح، پیروان خود را امر کند که از راه حکمت؛ یعنی راه عقل و علم در مسائل ماوراء الطبیعه وارد شوند3.

ابزار نقد:

از نظر مذهبی نیز ما مکلفیم تا با سلاح حکمت؛ یعنی سلاح منطق و عقل در مسائل ماوراء الطبیعه مجهز باشیم.4

حد شناسی

بر انسان لازم است قبل از هر چیزی حد فکری خود را از جنبه نوعی؛ یعنی از این جنبه که حد فکر بشر چقدر است و همچنین از جنبه شخصی؛ یعنی میزان معلومات و اطلاعات شخصی خودش به دست آورد و حدود توانایی خود را بیازماید و در همان حدود، نفی و اثبات و تصدیق و انکار کند، آن وقت است که از خطا و لغزش مصون می ماند.

بیماری های موجود در بین ما

ما وظیفه داریم، درباره مسلمان ها و برادران مومن خودمان تا هر حدی که برایمان مقدور است، حمل به صحّت کنیم، مگر آنجایی که شرعاً این راه بسته شده باشد. این کار نقطه مقابل آن بیماری است که در حال حاضر در میان ما وجود دارد؛ زیرا این دستور میان ما هیچ اجرا نمی شود و بلکه همیشه ضدّ آن اجرا می شود. فرض کنید افرادی می آیند به ما و شما درباره فردی حرفی می زنند، می گویند فلان فرد فلان فسق را مرتکب می شود، یا فلان انحراف عقیده ای را پیدا کرده است. ما از خودمان می پرسیم: درباره تو چنین حرفی را می زنند، قضیه چیست؟ یک وقت خودش اقرار می کند و می گوید: راست می گویند. اگر اقرار کرد دیگر کار تمام شده (اقرار العقلاءعلی انفسهم جایز). و یک وقت می گوید: خیر، دروغ می گویند، من چنان فسقی را مرتکب نشده ام، یا فلان انحراف عقیده ای را که به من نسبت می دهند، این جور نیست. کسی در کتابش چیزی نوشته، از خودش می پرسند، مقصود تو در اینجا چه بوده است؟ از خودش باید توضیح خواست. اصلاً دستور اسلام این است. و ما درست بر ضد دستور اسلام رفتار می کنیم6.

روش نقد

یک کسی کتاب می نویسد و مثلاً ازکتاب او بوی این می آید که در باب علم امام حرفی زده که معنایش این بوده که امام حسین(ع) از شهادت خودش در کربلا بی خبر بوده است. ما چکار باید بکنیم؟ خود آن آقا را می خواهیم. اصلاً وظیفه اسلامی این است. قبل از اینکه جار و جنجال راه بیندازیم و سر و صدا بکنیم، قبل از اینکه حرفی بزنیم، باید خود اورا بخواهیم، بگوییم ما از شما خواهش می کنیم نظر خودتان رادرباره این مسئله توضیح بدهید. او نظر خودش را می گوید. یک وقت به طور صریح و قاطع می گوید: خیر، من این مطلب را قبول ندارم. و اگر سخنی گفت که بر خلاف عقیده ما بود و این عقیده از عقایدی بود که جزء ضروریات مذهب است، می گوییم راه تو از راه ما جداست. اما اگر خودش توضیح داد، و لو توضیح اش بر خلاف ظاهرش بود، و ما دیدیم آنچه را که او توضیح می دهد چیز بدی نیست، دیگر نباید حمل به فساد کنیم و جار و جنجال راه بیندازیم و تکفیر و تفسیق کنیم واحیاناً(واویلا چه چیزهایی هست)

اگر افرادی بگویند من یقین دارم که این آدم ولدالزناست. از کجا؟ چون می گویند فلان حرف را زده. چه صغرا و کبراهایی می چینند. و چه گناهان بزرگی را به نام نهی از منکر مرتکب می شوند.

اسلام می گوید: «إن شهد عندک خمسون قسامه علی أنّه قاله و قال لم اقله فصدّقه و کذبهم؛» اگر پنجاه بیّنه شرعی حرفی را می زنند، از خودش که پرسیدید گفت من چیزی نگفتم، حرف خودش را بپذیرید. وقتی از خودش پرسیدید و گفت نه، حرف خودش را قبول کنیم». حالا که حرف او را قبول کردیم، پس با کسی که آمده و علیه وی نظر داده و او را متهم کرده چه رفتاری می کنیم؟ آیا آنها را تفسیق کنیم که شما چرا تهمت زدید یا نه، با آنان هم بد رفتاری نمی کنیم، فقط به آنها می گوییم: شما هم اشتباه می کنید. دیگران می گویند. پس آنها چه گفتند؟ می گوییم آنها هم اشتباه کرده اند، برایشان سوء تفاهم پیدا شده است7.

هیچ کس از نقد مبرّا نیست

استاد مطهری در پاسخ به نقدهایی بر کتاب «مسئله حجاب» آنجا که وی را به توهین علما متهم کرده اند می نویسد:

در نوشته های خودم تصریح کرده ام، که مراجع، فوق انتقاد به مفهوم صحیح این کلمه نیستند، و معتقد بوده و هستم که هر مقام غیر معصومی که در وضع غیر قابل انتقاد قرار گیرد، هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام. البته تزکیه نفس نمی کنم «و ما اُبرّء نفسی ان النفس لأمّارة بالسوء» اما این قدر می دانم که همواره زبان خود را از زشتگویی، خصوصا نسبت به طبقه مراجع، حتی نسبت به آنهایی که از آنها به شخص من بدی رسیده است، حفظ کرده ام، ضمن اینکه مانند عوام فکر نمی کنم که هر که در طبقه مراجع قرار گرفت، مورد عنایت خاص امام زمان ( عج ) است و مصون از خطا و گناه و فسق است. اگر چنین چیزی بود، شرط عدالت بلاموضوع بود. به هر حال من که چنین چیزی یادم نیست و باور هم نمی کنم، ولی شما می فرمایید که فراموش نکرده اید، امیدوارم اشتباه نکرده باشید. به هر حال خدا فراموش نمی کند. «عِلْمُها عندَ ربّی فی کتاب لا یضلّ رَبّی و لا ینسی8».

«... من هرگز خود را فوق اشتباه تصور نمی کنم. به تعبیر نهج البلاغه: «لست بفوق ان اخطا»، به خداوند متعال از خطاهای خودم پناه می برم، ولی هرگز هم حاضر نیستم که به بهانه جایزالخطا بودن، مرتکب اشتباه بزرگ تر، بلکه گناه عظیم بشوم اگر هم اشتباه کنم از این نوع نخواهد بود که باورهای آباء و اجدادی را تحقیق نکرده، با حقیقت اسلام یکی بدانم. اگر هم اشتباه کنم، اشتباه نمی کنم که همیشه نباید انتظار داشته باشم که با گفتن حقیقت دستم را ببوسند و وجوهات بیشتری بدهند معیار تصحیح اشتباهاتم متون اصلی کتاب و سنت و حکم روشن عقل است نه پسند عوام الناس9.

رعایت ادب در نقد

استاد مطهری در مقدمه کتاب «نظام حقوق زن دراسلام» با احترام و ادب از نویسنده هایی که به نقد آن پرداخته اند نام می برد و با عناوینی چون «فقید» از او ذکر می کند و برای وی دعا نموده و می نویسد:

«آنچه اکنون از نظر خواننده محترم می گذرد، مجموع مقالاتی است که به مناسبت خاصی، این بنده در سال های 46 و 45 در مجله زن روز تحت عنوان (زن در حقوق اسلامی) نشر دادم و توجه فراوانی جلب کرد. برای افرادی که سابقه کار را نمی دانند و در آن اوقات در جریان نبودند و اکنون می شنوند، که این مقالات در آن مجله اولین بار نشر یافته است، قطعا موجب شگفتی خواهد بود، که چگونه بنده آن مجله را برای این سلسله مقالات انتخاب کردم؟ و چگونه آن مجله حاضر شد بدون هیچ دخل و تصرفی این مقالات را چاپ کند. از این رو لازم می دانم ([تا فلسفه نوشتن]) این مقالات را بیان نمایم:

در سال 45 تب تعویض قوانین مدنی در مورد حقوق خانوادگی، در سطح مجلات، خصوصا مجلات زنانه، سخت بالا گرفت. و نظر به اینکه بسیاری از پیشنهادهایی که می شد بر ضد نصوص مسلم قرآن بود، طبعا ناراحتی هایی در میان مسلمانان ایران به وجود آورد. در این میان، قاضی فقید ابراهیم مهدوی زنجانی، عفی الله عنه، بیش از همه گرد و خاک می کرد و حرارت به خرج می داد. مشارالیه لایحه ای در چهل ماده به همین منظور تنظیم کرد و در مجله فوق الذکر چاپ نمود. مجله مزبور نیز با چاپ صفحاتی جدول دار و به اصطلاح آن روز(کوپن)، از خوانندگان خود درباره چهل ماده پیشنهادی نظر خواست. مشارالیه ضمنا وعده داد، طی یک سلسله مقالات در مجله فوق الذکر، به طور مستدل از چهل ماده پیشنهادی خود دفاع نماید.

مقارن این ایام یکی از مقامات محترم و مشهور روحانی تهران به این بنده تلفن کردند و اظهار داشتند: در مجلسی با مدیران موءسسه کیهان و موءسسه اطلاعات ملاقاتی داشتم و درباره برخی مطالب، که در مجلات زنانه این دو موءسسه درج می شود تذکراتی دادم. مشارالیه ما اظهار داشتند: اگر شما مطالبی دارید بدهید، ما قول می دهیم که در همان مجلات عیناً چاپ شود.

معظم له پس از نقل این جریان، به من پیشنهاد کردند، که اگر وقت و فرصت اجازه می دهد، این مجلات را بخوانم و برخی تذکرات لازم در هر شماره را بدهم. بنده گفتم من به این صورت که در هر شماره حاشیه ای بر گفته ای بنویسم حاضر نیستم، ولی نظر به اینکه آقای مهدوی قرار است یک سلسله مقالات دیگر در دفاع از چهل ماده پیشنهادی خود در مجله زن روز بنویسد، من حاضرم طی سلسله مقالاتی درباره همان چهل ماده در همان مجله در صفحه مقابل بحث کنم. تا هر دو منطق در معرض افکار عمومی قرار گیرد. معظم له از من فرصت خواستند تا بار دیگر با متصدیان تماس بگیرند. مجدداً به من تلفن کردند و موافقت آن مجله را با این شکل اعلام داشتند. پس از این جریان این بنده نامه ای به آن مجله نوشتم و آمادگی خود را برای دفاع از قوانین مدنی تا آن حدی که با فقه اسلام منطبق است اعلام کردم و درخواست نمودم که مقالات اینجانب و مقالات آقای مهدوی دوش به دوش یکدیگر و در برابر یکدیگر در آن مجله چاپ شود. ضمنا یادآوری کردم که اگر آن مجله با پیشنهاد من موافق است، عین نامه مرا به علامت موافقت چاپ کند. مجله موافقت کرد و عین نامه در ... اولین مقاله در شماره 88 درج گردید.

من قبلا ضمن مطالعات خود درباره حقوق زن، کتابی از مهدوی فقید در این موضوعات خوانده بودم و مدت ها بود که به منطق او و امثال او آشنا بودم. به علاوه، سال ها بود که حقوق زن در اسلام مورد علاقه شدید من بود و یادداشت های زیادی در این زمینه تهیه کرده و آماده بودم. مقالات مهدوی فقید چاپ شد و این مقالات نیز رو در روی آنها قرار گرفت. طبعا من از موضوعی شروع کردم که مشارالیه بحث خود را شروع کرده بود. درج این سلسله مقالات مشارالیه را در مشکل سختی قرار داد، ولی شش هفته بیشتر طول نکشید که با سکته قلبی در گذشت و برای همیشه از پاسخگوئی راحت شد10.

پی نوشت ها:

1 اصول کافی، ج1، ص14؛ تحف العقول، ص384.

2 مرتضی مطهری، تعلیم وتربیت دراسلام، تهران، صدرا، 1381، ص37 - 40.

3 مرتضی مطهری، مقالات فلسفی، ج2، ص10.

4 همان، ص11.



تاريخ : پنجشنبه 14 دی 1396 | 18:40 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |



تاريخ : سه شنبه 23 آبان 1396 | 19:22 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |

به توفیق الاهی در دو شماره گذشته هشتاد نکته آموزنده از معارف نورانی اهل بیت: درباره اخلاق و آداب1 معاشرت به صورت خلاصه تقدیم شد.

این نوشتار، مجموعه ای فهرست وار از محتوای «ابواب احکام العشره» از کتاب گرانسنگ وسائل الشیعه است و به ترتیب کتاب تنظیم شده است. و اینک چهل نکته دیگر:

81- از آداب مورد تأکید در معاشرت های اجتماعی، نرم خویی، آسان گیری و ملایمت است.

82- شایسته است مؤمن با دیگران با روی گشاده و خوشرویی رو به رو شود و از هر گونه ترش رویی دوری گزیند.

83- گشاده رویی و برخورد نیکو هنگام رو به رو شدن با دیگران، باعث از بین رفتن کینه ها و نزدیکی دل ها می شود.

84- بر پایداری بر سر وعده ها و وفای به آن ها، بسیار سفارش شده است؛ به گونه ای که خلف وعده با دیگران را سرآغاز خلف وعده با خداوند برشمرده اند.

85- حفظ مرزهای حیا و شرم در معاشرت ها مورد تأکید جدّی است، تا بدان جا که فرموده اند: حیا و ایمان هر دو به یک رشته بسته اند؛ اگر یکی برود، دیگری نیز از بین خواهد رفت.

86- با وجود اهمیت فراوان حیا، هنگام پرسش از احکام شرعی، نه تنها جای هیچ گونه حیاورزی نیست؛ بلکه این گونه حیا را کاری جاهلانه دانسته اند.

87- از زیباترین آموزه های اسلامی در اخلاق معاشرت، عفو و گذشت هنگام توانایی بر انتقام و مجازات است.

88- والاترین صفات در اخلاق معاشرت آن است که بدی های دیگران را با نیکی پاسخ دهی. اگر کسی از تو برید، با او بپیوندی، اگر رفتار بدی با تو داشت، تو با وی به شایستگی رفتار کنی و اگر تو را محروم کرد، تو به او عطا و بخشش نمایی.

89- یکی از آزمون های دشوار در زندگی انسان، مواقع خشم است. اهل بیت: با عمل و گفتار سفارش فراوانی درباره مهار خشم فرموده اند و آن را مایه عزت و سربلندی دنیا و آخرت شمرده اند.

90- استقامت و پایداری برابر حسدورزی حاسدان مورد تأکید است و بهترین راه جبران و مقابله با آن، رعایت حدود و مرزهای الاهی و دقت در اطاعت دستورات خداوند است.

91- یکی از ویژگی های پیروان اهل بیت: در معاشرت های اجتماعی، پرهیز از پرگویی و سخنان بی فایده است.

92- کم گویی و دقت در سخن گفتنِ به جا و به موقع، سبب جلب محبت دیگران می شود.

93- کم گویی و سکوت، باعث پوشیده ماندن کاستی ها و عیوب انسان در برابر دیگران می شود.

94- در ارتباط اجتماعی با دیگران، سخن مفید و پرمحتوا ارزشمندتر از سکوت است.

95- بسیاری از آسیب های وارد بر زندگی شخصی یا روابط اجتماعی، ناشی از رها بودن زبان و عدم مراقبت از آن است.

96- یکی از برجسته ترین سفارش های اهل بیت: در خصوص اخلاق معاشرت، مدارا و سازگاری با مردم و رفتار و گفتار مؤدبانه و نیکو با همگان است، حتی اگر پیرو ادیان دیگر باشند.2

97- حقوق مؤمن بر برادر ایمانی خود بسیار بزرگ داشته شده و در آموزه های دینی، به طرز شگفت آوری بر آن پافشاری شده است.

98- فرموده اند: «مسلمان برادر مسلمان است، هرگز به او ظلم نمی کند، او را خوار نمی دارد، به وی خیانت نمی کند، به او دروغ نمی گوید و از او غیبت نمی کند».

99- مسلمانان، باید نهایت توان و سعی خود را در تحکیم پیوندها و افزایش محبت و دوستی به یک دیگر به کار گیرند.

100- مسلمان حقیقی، آنچه را برای بهترین عزیزان خانواده اش دوست می دارد، برای برادر مسلمان خود نیز دوست می دارد و آنچه را برای عزیزان خود نمی پسندد، برای برادر مسلمان خود نیز نمی پسندد.

101- مسلمان واقعی، با شادی برادر ایمانی خود، شاد و با غم و اندوه او غمگین می شود.

102- از حقوق مؤمن بر مؤمن، آن است که: هنگام گرسنگی او را سیر کند، او را بپوشاند، از گرفتاری ها نجاتش دهد، قرضش را ادا کند و چون بمیرد، به خانواده و فرزندانش به جانشینی از وی، محبت ورزد.

103- مؤمن حقیقی با همه وجود، از مال و جان و آبروی خویش برای برادر مؤمن خود مایه می گذارد و هرگز نمی پسندد که خود در رفاه و آسایش و برادر وی در تنگنا و سختی باشد.

104- در همنشینی ها و ارتباطات اجتماعی، رعایت احترام عالمان، مورد سفارش و تأکید ویژه قرار گرفته است.

105- از ویژگی ها و نشانه های مؤمنان آن است که به سادگی، عذر و پوزش دیگران را می پذیرند، حتی اگر پوزش خواهنده چندان صادق نباشد.

106- یکی از آداب اسلامی معاشرت آن است که مؤمنان هنگام ملاقات یک دیگر با هم دست دهند و هنگام جدا شدن از هم، برای یک دیگر طلب آمرزش کنند.

107- دست دادن مؤمنان با هم، رحمت ویژه الاهی و ریزش گناهان را در پی دارد.

108- این ادب اسلامی تا بدان حد مورد سفارش است و برکات و آثار آن، چندان فراوان است که توصیه شده دو مؤمن حتی اگر چند لحظه و دقیقه از نگاه هم دور شدند، پس از دیدار مجدد، باز هم به یک دیگر دست دهند و به نشانه محبت و صمیمیت دستان هم را بفشارند.

109- از جمله آداب معاشرت، آن است که حاضران در یک مجلس، در برابر ورود برادر ایمانی خود به آن محفل، بی تفاوت نباشند و دست کم به نشانه احترام به تازه وارد، از جای خود حرکتی بکنند.

110- در آموزه های اهل بیت: رد کردن میهمان و بی اعتنایی به کسی که کمک می طلبد و درخواستی دارد، بسیار زشت شمرده شده است و رحمت الاهی را از انسان دور می کند.

111- در روایات اهل بیت: دیدار مؤمنان با یک دیگر، بسیار بزرگ و ارزشمند دانسته شده است، تا آنجا که فرموده اند: با هر قدمی که مؤمن برای دیدار برادر خود بر می دارد، گناهی از پرونده اعمال او محو می شود و درجه ای به درجات وی افزوده می گردد.

112- کشمکش ها، بحث ها و مشاجراتی که به نتیجه نمی رسد و با هدف حق جویی انجام نمی شود، به شدت مورد نهی قرار گرفته است.

113- این گونه بحث ها که «مِراء» نامیده می شود، دل ها را بیمار می کند و باعث رشد دورویی و کینه بین مؤمنان می شود.

114- بد دلی، کینه توزی و دشمنی با دیگران مورد نهی اکید و شدید است.

115- در ارتباطات اجتماعی، مسلمان، هرگز اهل فریب کاری، نیرنگ و حیله با دیگران نیست.

116- اهل بیت: کسی را که مسلمانی را فریب دهد، از خاندان خود دور دانسته اند.

117- از بارزترین نشانه های شیعیان، راست گویی است. دروغ گویی، پیوندهای اجتماعی را سست می کند و آبروی انسان را خدشه دار می سازد و علاوه بر این ها مجازات اخروی سنگینی نیز به دنبال دارد.

118- در معاشرت با دیگران، حتی از دروغ های شوخی که گاه به ظاهر مایه سرگرمی و خنده است نیز پرهیز شود.

119- پیوند دو مؤمن و اصلاح رابطه میان آن ها بدان اندازه مهم و ارزشمند است که استفاده از دروغ در حد ضرورت در این موارد جایز شمرده شده است.

120- از دوستی، همنشینی و معاشرت با دروغ گویان، نهی شده است.

1. در مباحث نظری اخلاق، گاه میان اخلاق و آداب، تفاوت هایی قایل شده اند و گاه اخلاق را در معنای عام به کار برده اند که شامل آداب نیز می شود. در این نوشتار، معنای عام اخلاق مراد است و بنا بر فرق گذاشتن میان اخلاق و آداب نبوده است.

2. روشن است که موقعیت مبارزه و میدان جنگ غیر از موقعیت های عادی معاشرت است و ویژگی ها و اقتضائات مخصوص به خود را دارد.



تاريخ : سه شنبه 23 آبان 1396 | 19:13 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |
اتحاد مسلمین، به معنای انصراف مسلمین و فِرَق گوناگون از عقاید خاص کلامی و فقهی خودشان نیست؛ بلکه اتحاد مسلمین به دو معنای دیگر است که هر دوی آن باید تأمین بشود: اول این که فِرَق گوناگون اسلامی )فِرَق سنی و فِرَق شیعه( ... حقیقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلی و همدستی و همکاری و همفکری کنند. دوم این که فِرَق گوناگون مسلمین سعی کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهی را باهم مقایسه و منطبق کنند. در عین این که دولتها و قدرتها و اداره کنندگان جهان، برای مصالح دولتها و مسایل سیاسی خود، به سمت وحدت پیش می روند، تمام تلاشهای استکبار در جهت تضعیف ملتها و بخصوص ملت اسلام و ایجاد اختلاف بین اینها به کار می رود. مأموریت سلاطین فاسد، ممانعت از اتحاد مسلمانان است. رئیس جمهوری در آغاز سال تحصیلی 96-95 پرسش مهر را اینگونه مطرح کرد: خشونت از کجا نشات گرفته و چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟ در برابر خشونت چگونه می توان ایستادگی کرد و چگونه می توانیم جامعه ای داشته باشیم دارای رحمت نبوی؟ چگونه می توانیم جوامع منطقه و جهان را از خشونت برهانیم؟ حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی صبح شنبه در آئین آغاز سال تحصیلی جدید که در دبیرستان نمونه دولتی حضرت نرجس منطقه 6 تهران برگزار شد، این سوالات را از دانش آموزان سراسر کشور پرسید. رئیس جمهوری افزود: مهم این است که ببینیم خشونت و بی اخلاقی از کجا آغاز می شود؟ چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟ برای اینکه بتوانیم با خشونت مبارزه کنیم چه کنیم؟ چه راهی وجود دارد که جامعه وجهان از خشونت آسوده شود؟ روحانی ادامه داد: درخواست من این است که محیط کلاس شما محیط سوال باشد، هرگز از سوال کردن نه شرمنده شوید و نه بهراسید، آنچه ما را به پیشرفت می رساند سوال درست و دریافت پاسخ صحیح است. یاعلی

تاريخ : پنجشنبه 4 آبان 1396 | 21:00 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |
سه‌شنبه 96/7/25، ، (اخبار رسمی): دانش آموزان و معلمین گرامی هر سال در راستای پرسش مهر رئیس جمهور، مقاله‌ی «پاسخ به پرسش مهر 96 رئیس جمهور» را نوشته و منتشر می‌کنند. همانگونه که واقفیم هر ساله در اوایل سال تحصیلی رئیس‌جمهور محترم وقت در یکی از مدارس کشور وارد شده و بعد از بازدید و ارائه راهکارها و سخنرانی پیرامون مسائل آموزشی و پرورشی، پرسشی در رابطه با مسائل روز جامعه طرح می‌کنند. در سال تحصیلی جاری نیز حجت الاسلام حسن روحانی، بعد از بازگشت از سفر نیویورک پرسش مهر امسال را در مدرسه‌ی دخترانه شهید مدرس در منطقه ۵ تهران اعلام کرد. عنوان پرسش مطرح شده این بود: «در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران، احترام به افکار دیگران و اخلاق و ادب را چگونه تمرین کنیم؟» در واقع رئیس جمهور محترم با طرح این پرسش از دانش آموزان خواستند تا به بهترین شکل ممکن در جامعه امروزی با دیگران تعامل داشته باشند و حرمت افکار و عقاید یکدیگر را رعایت کنند. در پاسخ به این پرسش و در رابطه با مقاله پرسش مهر 96 می‌توان چنین گفت: اختلاف نظر چه در جامعه و چه در مدرسه در بین گروه‌هایی مثل دانش آموزان یکی از عوامل مهم تغییرات اجتماعی گروهی و فردی محسوب می‌شود و یک امر مورد نیاز در جامعه و مدرسه به شمار می‌آید. زیرا نمی‌توان گفت همه دانش آموزان یک مدرسه یک شکل و با یک طرز فکر هستند و یک خط فکری را دنبال می‌کنند و عقاید و نظرات مشترکی دارند. وجود اختلاف نظر و تفاوت افکار و طرز فکر در یک مدرسه یک امر طبیعی است. اگر این امر در درون مدرسه و مشکلات ناشی از آن در آن تأثیرات زیادی بر جای گذارد خشونت، قهر و بسیاری از این رفتارها بیشتر می‌شود در مقابل شادی و نشاط کاهش پیدا می‌کند. و این برای محیط‌هایی چون مدرسه ناخوش آیند است.هنگامی که دانش آموزی تک بعدی به مسئله نگاه می‌کند و حرف خود را مبنا قرار می‌دهد و دیگران را سرکوب می‌کند، در واقع او توانایی پذیرش عقاید مخالف را ندارد و این موضوع مربوط به شخصیت پرورش یافته وی می‌شود. بنابراین تضاد بین دانش آموزان مدرسه تا حد زیادی ایجاد شکاف خواهد کرد. ریشه بسیاری از اختلافات عمیق در این مسئله وجود دارد و در موارد حادتر اگر از حد معین تجاوز کند به مشکلات بیشتری می‌انجامد.تحمل اینگونه مسائل که به مقاله پرسش مهر 96 رئیس جمهور انجامید به عقاید و مخالفت‌های دیگران، تربیت افراد، سطح تحصیلات، میزان اعتقادات و باورهای دینی بستگی دارد. اینکه شخصیت فرد در چه خانواده‌ای پرورش یافته از اهمیت برخوردار است. منبع : بانک فایل پژوهشی معلمان

تاريخ : پنجشنبه 4 آبان 1396 | 20:56 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |
سلامی
چوبوی خوش هیدروکربنهای آروماتیک برشما که قلبهایتان همچون فلزات قلیایی الکترون های وجودتان را سخاوتمندانه ب ما بخشیدند و مستحکم ترین پیوندقلبی را ایجاد کردند ، ما از با شما بودن چیزی فراتر از استوکیومتری زندگی ومولاریته شادیها آموختیم امیدواریم محلول زندگیتان همواره شفاف و معادلات زندگی تان پیوسته موازنه شده و پیوند خانوادگی تان یونی ترین پیوندها و بختتان همواره به سفیدی سدیم کلرید و محلول زندگی تان از عشق و محبت فراسیرشده باشد با بیشترین درصد خلوص دوستتان داریم وبا بالاترین غلظت به شما خوشامد میگوئیم.



تاريخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 1:23 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |

روش های زیادی برای مطالعه‌ی بهتر وجود دارد و حتی کتاب های زیادی هم در این باره نوشته شده‌اند؛ اما این جا ده روش را درنظر گرفته‌ایم که امیدواریم به شما در یادگیری درس کمک کند.

منبع : تبیان


1
.برای مطالعه به خودت پاداش بده!

تو هم می‌توانی از این روش استفاده کنی و به خودت پاداش بدهی. این جایزه می‌تواند یک خوراکی یا تماس با یک دوست صمیمی یا دیدن قسمتی از فیلم و کارتون مورد علاقه‌ات باشد.

اگر مطالعه با علاقه صورت بگیرد، بسیار سازنده و اثرگذار خواهد بود. می‌توانی امتحان کنی!

2. برای کارهایت برنامه‌ی مشخص داشته باش

در صورتی که برای هر یک از کارهایت وقت مشخصی درنظر بگیری، موفق‌تر خواهی بود؛ زیرا بدن انسان به این برنامه‌ها عادت می‌کند.

3. ساکت! دارم تمرکز می‌کنم

با صدای بلند مطالعه کن تا بتوانی مطالعه کردن خودت را ببینی! از گوش دادن به موسیقی هنگام مطالعه پرهیز کن تا تمرکزت از بین نرود و مجبور نشوی جمله‌ای را که با یک بار خواندن برایت قابل فهم است، دوباره و چندباره بخوانی.

4. انگیزه داشته باش

به این فکر کن که برای چه مطالعه می‌کنی؛ برای آن که در آینده در شغل مورد علاقه‌ات موفق باشی، نه به این خاطر که خانواده یا معلم، تو را مجبور به درس خواندن می‌کنند.

5. از فرصت‌هایت به خوبی استفاده کن

اجازه نده که زمان از دست برود. طوری برنامه‌ریزی کن که به کارهای دیگر هم برسی.

6. اگر نمی‌دانی، بپرس

اگر درباره‌ی چیزی شک داری، بی‌معطلی آن را بپرس؛ چون یک سؤال بی‌جواب ذهن تو را مشغول می‌کند و نمی‌توانی با تمرکز به درس خواندن ادامه دهی.

7. ساعت مناسبی از روز را به درس خواندن اختصاص بده

آخرین ساعات شب فرصت مناسبی برای درس خواندن نیست؛ زیرا بسیار خسته‌ای. این هم خوب نیست که درست بعد از بیدار شدن به سر میز مطالعه بروی. هم چنین هرگز بعد از غذا خوردن شروع به درس خواندن نکن، چون تمام خون بدنت برای گوارش غذا در شکم جمع شده است و خوابت می‌گیرید.

پس چه موقع برای مطالعه مناسب است؟

اگر صبح زود از خواب بیدار شده‌ای و کمی ورزش کرده‌ای، می‌توانی صبح‌ها درس بخوانی. اصلاً خوب نیست که از روی تختخوابت؛ پشت میز مطالعه بپری. هم چنین اگر بعد از غذا خوردن خوابت می‌گیرد، یک خواب بیست تا سی دقیقه‌ای می‌تواند تو را سرحال بیاورد.

8 .به اندازه‌ی کافی بخواب

بر اساس آن چه که در نکته‌ی 2 و 7 گفتیم، همان ‌طور که کارهایت را با برنامه‌ ی مشخصی پیش می‌بری، باید بهترین زمان را برای خوابیدن در نظر بگیری تا ذهنت فعال و سالم باشد. 8 ساعت خواب برایت کافی است.

9. میزان مطالعه‌ات را بالا ببر

این که مطالعه، دانایی را افزایش می‌دهد حرف جدیدی نیست؛ اما عادت به مطالعه توانایی درک مسائل و تحلیل آن‌ها را بالا می‌برد. هرچند مجبور نیستی کتاب‌های خیلی سخت بخوانی.

10. پس از مدتی درس خواندن، به کارهای موردعلاقه‌ات بپرداز.

سخت است که بخواهی مانند یک ماشین بدون وقفه درس بخوانی. بهتر است هر 45 -50 دقیقه یک‌بار به خود استراحت بدهی و به کاری که دوست داری بپردازی. نقاشی بکشی، به یک موسیقی گوش بدهی یا با خمیربازی، چیزی درست کنی تا ذهنت آزاد شود.


همه‌ی ما برای درس خواندن به انگیزه نیاز داریم. مربیان و معلمان ما می‌توانند در جهت‌گیری به سمت اهداف به ما کنند؛ اما هیچ انگیزه‌ای بالاتر از کسب نتایج خوب نیست. اگر هم تا کنون نتایج خوبی از درس خواندن نگرفته‌ای، این نکات را برای دستیابی به آن‌ها به کار بگیر




تاريخ : يکشنبه 24 آبان 1394 | 13:45 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |


تاريخ : سه شنبه 23 آبان 1396 | 19:16 | نویسنده : ام کلثوم توسلی |

💗 ابزار هدایت به بالا💗

کد حباب و قلب




کد موزیک الما

قالب وبلاگ


دریافت کد خداحافظی

دریافت کد خداحافظی


کد لوگو حمایت از تیم استقلال


Tick  Blog  پشتيباني توسط  تيك بلاگ

1394